پانته آ … دلیلی برای مهاجرت ۱

پانته آ ، دختر خانم نازنین من که امروز چهارده روزش تمام میشه. انگار همین دیروز بود (موقع تولدش پشت درب اتاق عمل بیمارستان اردی بهشت) که نمیتونستم احساسمو بیان کنم و به نوعی دچار یک حالت سردرگمی شده بودم. شاید آینده تو تنها چیزی بود که اونموقع بهش فکر می کردم. شاید به این فکر می کردم پانته آکه بخاطر تو هم که شده برنامه مهاجرت رو قطعی کنم. اصلا یادم نمیاد که دقیقا به چی فکر میکردم. اهمیت سلامتی مادرت برای من کمتر از اهمیت آینده ای که باید برای تو بسازم نبود. همسر دلسوز و واقعا فداکار که همیشه یار و همراه من بوده و خواهد بود.
پانته آی عزیزم…
کشوری که تصمیم گرفتم اونجا بزرگ بشی یک کشور قانونمنده با تنوع فرهنگ و آداب و سنن و اینکه اونجا کسی عقایدش رو به تو تحمیل نمیکنه و حقوق شهروندی تو با دیگران یکسانه حتی شخص نخست وزیر… هیچکس کاری نداره که چه مذهبی داری و حتی نمیتونه بخاطر جنسیتت و یا مذهبت، برای امکان زیستن، معاشرت، حقوق شهروندی و حتی شغل مورد دلخواهت تبعیض قائل بشه و حقوق تو با یک مرد کاملا برابره.
پانته آی عزیزم…
در کشور کانادا به بودنت اهمیت میدن برای آینده ات سرمایه گزاری می کنن مراقب سوء رفتار والدین نسبت به تو هستند و از همه مهمتر به سلامتی و تحصیلات تو اهمیت میدن و هیچگاه تو رو گروه بندی و یا طبقه بندی خودی و غیر خودی نمی کنند و منت بر سرت نمیذارن که میخوان ماهیانه ۲۵ دلار ناقابل بهت بدن که مثلا آره تو هم شهروند اینجایی و حقوق شهروندیت اینه و یا اینکه ثروت ملی کشورت رو حیف و میل نمی کنن [ویرایش شد]
ادامه دارد…




تمامی حقوق این وبلاگ مربوط است به صاحب سایت - بیژن
Google Page Ranking